تبليغاتX
از من به او

از من به او

یادداشت های حسین میرجلیلی (سیاسفید)

سپید همچون برف!

سپیدی، زلالی، آسمانی! تا چشم کار می کند پاکی!
دعا، دعا، دعا... بلکه آسمان چکه کند و ببارد و لبریز کند.
تا روی درختان نازک پا می گذارد صدای تحملشان بی طاقت، فریاد به آسمان می کشد. هر لحظه انگار زیر این بار سنگین هزاران بار می شکنند.
جویبارها، گنجایش این همه، را در خود نمی بینند و سر می روند از بی تاملی!
و هر کجا می رود، پرندگان کوچ می کنند.
نوازش می کند ولی سردی می بیند پس سرد می شود... مثل برف! و آب می شود مثل باران. و جاری می شود بین رگهای زمین و گیاهان ندا سر می دهند و سر می کشند و اوج می گیرند از آهش!
پس می رود تا مردم هنگامه ی آمدنش با چتر به استقبال نیایند و رفتنش را عید نخوانند! می رود تا زمانی که جای پای مردم بر قلبش یخ نزند...

منبــع : سایت گروه مبین

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت 2:12  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  | 

» شاعر : حبیب
» آهنگ ساز : حبیب
» خواننده : حبیب
» آلبوم : جوونی
» آهنگ : جوونی
» لینک دانلود با سه کیفیت  :
 

[24 Kbps]

[64 Kbps]

[128 Kbps]

 

منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار
منم اون ساده دلِ عاشق بی باک
منم اون برگ گلِ تازه و نمناک
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار

جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
میاد بیرون مثل طلوع خورشید
مثل زُمرّدی که در شبانگاه
میزنه آتش به دلم اون نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه

میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد

+ نوشته شده در  86/10/15ساعت 20:39  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  | 

می خواستم یه چیزی بنویسم ، منصرف شدم ، این چک میل و چک فروم هم شده برای من اعتیادی! هنوز از راه نرسیده و بخش نرسیده و اینترنت نرسیده قبل از هر کاری سریع چک میل می کنم بعد به سراغ بقیه کارام می رم ! امشب پیش یکی از دوستام بودم ، اون هم داره میره ... برای ادامــه نحصیــل ، دوست های خیلی خوبی برای هم بودیم و هستیم امیدوارم باز هم بمونیم به قول یکی دیگه از دوستام" زندگی پر از گرفتن و بدست آوردنه قلبت برای گرفتن چیــزهای تازه و دنیای تازه فراهم کن " راستی اون یه چیزه را هم که نمی خواستم بنویسم نوشتم کوتاه هم نوشتم که حوصلتون بشه بخونید ، نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  86/10/15ساعت 20:21  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  | 

بچه بودم ساده بودم
صاف و صادق و يه رو بودم
خواباي رنگي مي ديدم
سر به هــوا و آسموني
همش تو فکر و خيال آسموني
خلبان شدن آرزوم بود
پريدن توي روياهام بود
دو تا دستم به آسمون
دو تا نگـــام به آسمون
حرفام همه آسموني !


لباسام همه آسموني ، سفيد و آبي
فکر بادبادک و چوب و چسب و کاغذ
روز و شب با بچه ها ، توي آسمونا
دنبال ماه و ستاره و خورشيد و بازي !

بچه بوم ، خوش بودم ، همش به فکر آسمون بودم!

بزرگ شدم ، سياه شدم
دروغگو و خار شدم
زميني و کوچيک شدم
کارم شده زميني نگام شده زميني
لباساي رنگي و تيره مي بينم
خواباي سياسفيد مي بينم

روم نميشه ، نگاه آسمون کنم !
آسمون شده برام يه خاطره !

.: سياسفيد :.
+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 10:53  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  |