هفته گذشته، از تهران که شیراز بر می گشتم، اتوبوس یه فیلمی نشون می داد که مدت ها پیش دیده بودم و اولش با این ماجرا شروع می شه که یک جوون افغانی بی گناه محاکمه می شه و مجرم شناخته میشه و زندون خود کشی می کنه و دادستان بعد از مدتی به اشتباهش پی می بره و دچار عذاب وجدان میشه و همچین بلایی سر نامزد دخترش میاد و ادامه داستان ... سکانسی که دادستان برای عذرخواهی و کمک از خانواده افغانی به محله زندگی اونا میره همچین آهنگی پخش می کنه که خیلی برام جالب اومد و اتفاقا نفر کناری من توی اتوبوس هم یک افغانی بود ازش در مورد آهنگ پرسیدم و اسم خوانندش را را پرسیدم تا این که دیشب وقت شدو توی اینترنت پیداش کردم و دانلود کردم و به رسم قدیم که هر وقت آهنگ قشنگی پیدا می کردم تاپیک گلچین آهنگ ها و ترانه های پرشین بی بی می گذاشتم، اونجا هم گذاشتم، شما هم اگه اینترنت خوبی دارید دانلود کنید و گوش کنید، اسم اون افغانی که همسفر بو.دیم، شاه عمر بود و پســربا معرفت و تقریبا چاخانی بود و زیادی تعریف افغانستان می کرد، توی راه حسابی با هم دوست شدیم، بیست ویکسالش بود، هشت سال بود که ایران اومده بود و یک نامزد به نام ثـــریا، افغانستان داشت که یکسالی بود نامزد شده بودند و می گفت هر روز باهاش تماس می گیرم و هر روز بهش می گم فردا میام و عروسی می کنیم و هنوز هم اون فردا نرسیده
دو سه سالی را تهران کار کرده بود و داشت به شیراز بر می گشت تا کار کنه، قیافش اصلا شبیه افغانی ها نبود و حسابی رنگ و رو گرفته بود مثل ایرانی ها شده بود، اولش که کنارم نشست باورم نشد که افغانیه اما بعدش که حرف زدیم باورم شد، می گفت به ایران عادت کردم و هر وقت میرم افغانستان دلم هوای ایران می کنه و بعد ازدواج هم خانمش را می خواد بیاره ایران تا اینجا با هم زندگی کنند، با این که وضع خانوادگیشون هم خوب بود می گفت پدرش کابل توی کار خرید و فروش ماشینه و برادراش هم همین طور، اما خودش ایران را دوست داره و دوست داره اینجات کارگری کنه، کلا آدم جالبی بود و یه دوست افغانی با کلاس هم پیدا کردیم
لینک دانلود و بقیه چیزای آهنگ را می گذارم گوش کنید، امیدوارم خوشتون بیاد.
لينک دانلود ۱ ، لینک دانلود ۲، لينک پخش زنده، لينک يو تيوب
شعر آهنگ :
بي آشيانه گشتم
خانه به خانه گشتم
بي تو هميشه با غم
شانه به شانه گشتم
عشق يگانه من
از تو نشانه من
بي تو نمک ندارد
شعر و ترانه من
سرزمين من
خسته خسته از جفايي
سرزمين من
بي سرود و بي صدايي
سرزمين من
دردمند بي دوايي
سرزمين من
سرزمين من
کي غم تو را سروده؟
سرزمين من
کي ره تو را گشوده؟
سرزمين من
کي به تو وفا نموده؟
سرزمين من
ماه و ستاره من
راه دوباره من
در همه جا نميشه
بي تو گزاره من
گنج تو را ربودند
از بر اشرف خود
قلب تو را شکسته
هر که به نوبت خود
سرزمين من
خسته خسته از جفايي
سرزمين من
بي سرود و بي صدايي
سرزمين من
دردمند بي دوايي
سرزمين من
سرزمين من
مثل چشم اين ستاره
سرزمين من
مثل دشت پر غباره
سرزمين من
مثل قلب داغداره
سرزمين من
سرزمين من ....
