نام و تعریف دکتر نائبی را از دوستام شنیدم، استاد دانشگاه صنعتي شريف و مدیر عامل شرکت رستافن، این مصاحبه را خیلی تصادفی توی اینترنت دیدم تکه هاییش را که جالب تر بودند انتخاب کردم و متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب گذاشتم، اگر وقت کردید حتما مطالعه کنید :
...رتبه یک کنکور در منطقه 2 بودم، در دانشگاه صنعتی شریف در رشتهی الکترونیک مشغول به تحصیل شدم. سال 67 با رتبهی اول فارغالتحصیل شدم. سال 69 فوق لیسانس الکترونیک از شریف گرفتم. در سال 69 به دلیل اینکه دکترا دانشگاه شریف نداشت در دانشگاه تربیت مدرس مشغول تحصیل شدم با توجه به علاقهای که به رشتهی مخابرات پیدا کرده بودم گرایشم را به مخابرات تغییر دادم.
...خیلیها فکر میکنند دانشگاههای ما تئوریک هستند و دانشگاههای آنجا عملی است، این طور نیست. دانشگاه طراحی شده برای اینکه الفبای دانش را بیاموزد کسی که تازه فارغالتحصیل از دانشگاه شده فقط یک الفبایی را میداند و این صنعت است که مهندس را میپروراند ...
انتظار از یک مهندس این است که بتواند یک چرخه اقتصادی در کشور ایجاد کند. اکثریت باید بیایند به این سمت که به جای اینکه ما نفت بفروشیم و هر چه نیاز داریم از خارج وارد کنیم بتوانیم چیزهایی را خودمان تولید کنیم و یا چیزهایی را صادر کنیم و به این ترتیب یک چرخی را در اقتصاد کشور بچرخانیم.
س: آقای دکتر برای دوره تحصیلات تکمیلی امکان رفتن به خارج داشتید و اگر داشتید چرا نرفتید؟ ج : بله به دلیل اینکه سابقهی تحصیلی خوبی داشتم کاملاً این امکان برای من وجود داشت. اما دیدگاه من این بود که چرا باید از وجود من دیگران استفاده کنند، چرا باید من برای اینکه بروم یک مدرک دکترا یا فوق لیسانس را بگیرم پروژهای و یا کاری را برای آنها انجام بدهم، چرا برای کشور خودم کاری را انجام ندهم. اغلب در کشورهای پیشرفته که نگاه میکنیم لیسانس مهم است افراد مدرک لیسانس را میگیرند بعد از آن اغلب به دنبال کار میروند، کم هستند کسانی که به دنبال گرفتن مدرک دکترا و فوق لیسانس بروند اغلب دانشجویان فوق خارجیها هستند.(ایرانیها، چینیها، عربها) عمدتاً موفقیت کاری یک نفر در کشورهای پیشرفته این است که چرخهی اقتصادی بوجود بیاورد ولکن آن یک نفر لیسانس هم نداشته باشد.
اما صنایع شهید باقری استثناء و یک پدیده دیگری در سیستم دولتی بود. ما به این نتیجه رسیدیم که یعنی در واقع چیزی که سالیان سال دنیا به آن رسیده بود، اصولاً بستر دولتی برای حاکمیت است نه برای تصدیگری. نجات اقتصاد ملی در گرو بزرگ شدن بخش خصوصی میباشد باید همهی دولتمردان بدانند وظیفهی آنها بسترسازی برای ایجاد بخش خصوصی بزرگ است
ای کاش بچههای ما به جای اینکه صرفاً دنبال نمرهی 20 گرفتن باشند قبول کنند به جای نمره 20 گرفتن 16 بگیرند و یک مقدار به دنبال این کارها باشند و کارهای جمعی انجام میدادند. این بچهها وقتی یک مسئله به آنها میدهی خیلی راحت حل میکنند اما وقتی بخواهند با یک نفر ارتباط برقرار کنندنمیتوانند، اصلاً با آنها نمیتوان کار کرد منزوی هستند. چرا برای اینکه در سیستم آموزشی ما وقت برای این بچهها نگذاشتند که کار تفریحی کنند.
شرکت ما با کارهای خیلی کوچک شروع شد، ابتدا با پروژههای یک و دو میلیونی و به همین ترتیب تا به الان که پروژههای چند میلیارد تومانی انجام میدهیم. خود شرکت مادر چیزی حدود 200 نفر پرسنل دارد و از این 200 نفر حدود 60% مهندس دارد. (لیسانس، فوق لیسانس،دکترا) 6 تا شرکت اقماری داریم که این 6 شرکت چیزی حدود 220 نفر پرسنل هستند. مجموعاً این گروه شرکتها چیزی حدود 440 نفر پرسنل دارند.
اصولاً پیشرفت اقتصادی به پایهای از زیرساختهای فرهنگی استوار میشود افرادی که به شدت طمع و سودجویی آنها در یک حدی است که حاضرند همدیگر را از بین ببرند اینها نمیتوانند پیشرفت کنند من همیشه میگویم غربیها به این نتیجه رسیدهاند به اینکه دنیای ما اگر بخواهد خوب باشد باید صداقت داشته باشیم.
اغلب بچههای ما دور از دنیای بیزنس هستند، شما اگر بهترین چیز دنیا را هم بسازید و بهترین قابلیتهای فنی را هم داشته باشید اما قدرت تعامل نداشته باشید یعنی خوب نتوانی پرزنت کنی نمیتوانی به جایی برسی، از طرف دیگر چون یک نفر کارآفرین نمیتواند به تنهایی کار کند باید بتواند در دیگران اثر بگذارد آنها را همگرا کند، البته یکسری قابلیتها است که فرد در کارهای جمعی آنها را کسب میکند و ممکن است نتواند آنها را در سر کلاس یاد بگیرد. اما خیلی چیزها را هم باید محفلهایی فراهم کرد که افراد در حین اینکه کار جمعی انجام میدهند آنها را یاد بگیرند. آیا صلاح است یک دانشجو به محض اینکه فارغالتحصیل شد یک شرکت تأسیس کند من فکر میکنم بهتر است یک چند سالی شاگردی کند بعد برود استاد شود. "همیشه میگویند: بزرگ فکر کن ولی پلهپله عمل کن."
ادامه مطلب