تبليغاتX
از من به او

از من به او

یادداشت های حسین میرجلیلی (سیاسفید)

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم
دو دست دعا برآورده ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها

چو نیلوفر عاشقانه چنان میپیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری اگر نپذیری شکسته دلم را دگر که پذیرد

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم
دو دست دعا برآورده ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها

 

خواننده: عليرضا افتخاري
آلبوم: نيلوفرانه
آهنگساز و تنظيم كننده: عباس خوشدل
ترانه سرا: قيصر امين پور

لينك دانلـــــود ۱ ( ۲ مگ )      لينك دانلـــــود ۲ ( ۷ مگ )

+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 14:20  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  | 

چند روز بيشتر به دهه اول فاطميه، ايام شهادت بانوي بزرگ عالم، باقي نمانده است. همان بانويي كه روز رستاخيز همه بهشتيان و حتي اوليا و انبياء الهي بعد از او وارد بهشت مي شوند و از خداوند دستور مي رسد تا زماني كه فاطمه وارد نشده است كسي وارد نشود، بانويي كه بعد از وفات پدر گرامي اش نود روز بيشتر عمر نكرد و گويند روزي نبوده است كه به ايشان از طرف خداوند وحي نرسد، نود روز پشت سرهم، در حالي كه براي ديگر انبياي الهي هم اين گونه نبوده و روزها و گاه سالها براي شنيدن وحي منتظر مي ماندند و نگاه آسمان مي كردند، بانويي كه حضرت جبرئيل از خدا براي او وحي مي آورد او مي شنيد و بر زبان جاري مي كرد و علي  مينوشت، علي با آن همه عظمت، كاتبي براي فاطمه بود، بانويي با سن كم كه به ام ابيها (مادر پدر) معروف بود و رضاي رسول خدا به ر ضاي او گره خورده بود و بارها پيامبر فرمود "هر كس او را آزرده كند من را آزرده كرده است" بانويي كه خود ميگويد"خداوند نور مرا آفريد و آن نور پيوسته عبادت و تسبيح خداوند متعال ميكرد، خداوند آن نور را در درختي از درختان بهشت جاي داد و آن درخت نوراني گشت. آنگاه كه پدرم وارد بهشت شد خداوند به او وحي كرد از آن درخت ميوه اي بچيند و بخورد او اين كار را كرد و خداوند من را در صلب پدرم نهاد. من از آن نورم و به تمامي آنچه بوده و هست و خواهد بود آگاهم" به راستي اين بانو چه كرد كه به اين جايگاه و مقام رسيد؟ يك كنير اين بانو به مقامي ميرسد كه بعد ها مي گويند هر صحبتي و سوالي از او پرسيده مي شد با آيه قرآن جواب مي داد، بانويي نيكوكار كه سه روز پشت سر هم افطاري ناچيز خود را به نيازمند داد وقتي پشت در خانه با آن شرايط جسماني ضربه خورد هيچ نگفت! در حالي كه بعد از وفات حضرت رسول، زماني كه جلوي مسجد شمشيرها را بالا برده بودند تا علي را به اجبار بيعت بگيرند فرياد كشيد: اگر دست از پا خطا كنيد نفريني خواهم كرد كه ...  و آن ظالمان هيچ كاري نتوانستند انجام دهند، مي دانستند اگر فاطمه نفرين كند ديگر كار تمام است، آيا پشت در خانه نمي توانست چنين كند؟ و اين عمل او جز براي دفاع از ولايت و امام زمان خويش نبود و هيج براي خويش نميخواست، موقع دعا اول همسايه را دعا ميكرد و هر چه ميخواست براي ديگران و جهانيان ميخواست و مي گويند "اگر خدا به صدقه وجود حضرت فاطمه (س) تمام جهانيان را شفاعت كند جاي تعجب نيست" اين ها اندكي از مقامات فاطمه است كه ما مي دانيم و مي فهميم و اين جايگاه جز به خاطر بندگي خداوند و پيروي از ولايت و امام زمان خويش نبوده است و كاش اين فرصت و توفيق را پيدا مي كرديم تا بيشتر در مورد اين بانوي بزرگوار مطالعه كنيم و بررسي كنيم كه فاطمه چه كرد و چگونه زندگي كرد كه به اين همه مقام و والايي رسيد؟ اميد است شفاعت اين بانو در دو دنيا نصيب همه ما شود و بتوانيم حب همراه با اطاعت از امام زمان خويش داشته باشيم (انشاءالله)

از همگي التماس دعا دارم به خصوص در اين دو دهه عزيز و پيشاپيش عذر خواهي مي كنم كه مدتي شايد زياد را نخواهم بود .

+ نوشته شده در  88/02/07ساعت 9:52  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  | 

وقتي به خودم و زندگي خيلي ها نگاه ميكنم مي بينم قبل از اين فكرها و تصميم هايي براي آينده داشتيم و الان در موقعيتي  هستيم كه قبل از اين  توقع آن را نداشتيم! به نظرمن اين امر چند دليل ميتواند داشته باشد اول اين كه موقعيت و سني هستيم كه افكار و عقايدمون مدام در حال تغييرند و باعث ميشوند تصميم هاي متفاوت با گذشته بگيريم و در نتيجه نتوانيم خودمان را خوب بشناسيم، ايده آل نگاه كنيم و بلند پروازانه فكر و برنامه ريزي كنيم . در اين ميان، تقدير و سرنوشت هم هر چقدر كه انسان هاي محكم و با اراده اي باشيم كار خودش را ميكند. اين نكته را هم نبايد ناديده گرفت محيط و شرايطي كه در آن زندگي ميكنيم وضعيت ناپايداري دارند و در روند زندگي ما تاثير بسزايي ميگذارند ( بازهم بحث سياسي شد ‌) هر چقدر كه محكمتر و با اراده تر باشيم عوامل بيروني كمتر ميتوانند روي ما و زندگي ما تاثير بگذارند. با اين وجود بدنيست كه مسيرهاي متفاوت با آنچه ميخواستيم طي كنيم مهم اين است كه كه مسيرها همه به يكجا ختم شوند، به سمت زندگي درست و كامل شدن،  به سمت خدا (بازهم شعار دادم اما ... ) دعا ميكنم خدا قسمت و تقدير همه را به سمت خودش رقم بزند

+ نوشته شده در  88/02/02ساعت 14:31  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  | 

 میشه خدا رو حس کرد
تو لحظه های ساده
تو اضطراب عشق و
گناه بی اراده
بي عشق عمر آدم
بی اعتقاد می ره
هفتاد سال عبادت
یک شب به باد می ره
یک شب به باد می ره

وقتی که عشق آخر
تصمیمشو بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق تر از همیشه
هر چی محال می شد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

عاشق نباشه آدم
حتی خدا غریبه ست
از لحظه های حوا
حوا می مونه و بس
نترس اگه دل تو
از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو
از نو نوشته باشه
از نو نوشته باشه

وقتی که عشق آخر
تصمیمشو بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

ترانه سرا : دکتر افشین یداللهی

+ نوشته شده در  88/02/02ساعت 11:45  توسط حسین میرجلیلی (سیاسفید)  |