اعتكاف يعني سه روز خلوت با خود و خداي خود

قبل اعتكاف يعني يك دلهره! اعتكاف امسال چه جوري ميشه ؟! مثل سال هاي قبل؟ يا بهتر؟
ثبت نام اعتكاف يعني ياد گذشته هاي دور! هنوز هيچي نشده و نرفتي، احساس آرامش ميكني!
ورود به اعتكاف يعني جدا شدن از دنيا و وصل شدن به جايي غريب اما آشنـــا !
حين اعتكاف يعني آرامش! جايي كه خوب هاي عالم جمعند و بدها آمدن تا خوب شوند!
نماز و روزه اعتكاف يعني قشنگ ترين نماز روزه هايي كه ميخوني و ميگري!
معتكفين يعني آدم هاي خوب و مهربان و زيبا و دلنشين كه از ديدنشون سير نميشي!
غروب هاي اعتكاف يعني وقت دعا! خواستن بهترين ها! ياد ملتمسين دعا !
شب ها و نيمه شب هاي اعتكاف يعني اين كه وقتشه كه باخدا درد و دل كني. احساس ميكني خدا بيشتر به بنده هاش توجه ميكنه! فكر ميكني! با اين كه تاريكه اما خيلي خبرهاست !
قرآن خوندن هاي اعتكاف يعني اين كه دوست داري قرآن بشنوي و خوندنش از هر زماني برات دلنشين تر مياد.
دعاي "يا من ارجوه" يعني اين كه چه خداي خوبي داري! چه خداي مهربوني ؟
غروب آخر اعتكاف يعني اين كه سه روز گذشت! اما آقات را نديدي! آقا اينجا بود و تو نديديش!؟ چه خوب بود! ترس از اين كه بيرون ميري چي ميشه!؟ همه اين خوبي ها و لحظات را فراموش ميكني؟ فردا شب براي نماز شب و مناجات بلند ميشي! به قول هايي كه دادي عمل ميكني؟ حس هاي قشنگي كه داشتي را باز هم داري ؟
بعد اعتكاف يعني اين كه دلت ميخواد نماز بخوني اما معتكف نيستي! دوست داري اون چهره ها را ببني اما ديگه نيستند! دوست داري قرآن بخوني اما ديگه اون حسو نداري! دوست داري اونجا مي بودي اما نيستي! نيمه شب از خواب بلند ميشي اما همه جا تاريكه صداي مناجاتي نميشنوي! ديگه اون بچه هاي نوجوان را نمي بيني كه به هم نماز شب ياد مي دادن! ديگه اون چهره هاي خواب كه لبخند زيبايي روي لباشونه را نمي بيني! ديگه توي اون صف هاي باحال نمي ايستي! اعتكاف تموم شد و تصويرزيبايي از اعتكاف توي ذهنته و نمي توني توصيفش كني! و يك سوال : آيا دوباره ميشه ...